جرم عاشقی


تلفن کنترل بود و ما می‌دانستیم،
حالا آنجا پرونده قطوری هست از داستان عاشقانه ما،
از گفتگوهای تلفنی بی‌پروا
از سکوت‌های پر از شاید و امّا،
شاید یک روز به جرم حرف‌های غیر عاشقانه بازداشتم کنند
و پرونده رسوایی عاشقانه‌ام را بگذارند روی میز،
من هیچ چیز را انکار نمی‌کنم،
نه دلتنگی‌های تو را
نه نفس‌ زدن‌های خودم را،
فقط می‌گویم ببخشید آقای قاضی!

ممکن است یک نسخه از این داستان عاشقانه
که لای آن پوشه‌های خاکستری گیر کرده به خودم بدهید؟
این زندگی من است،
روایت مستند سال‌هایی که بی‌پروا حرف‌های عاشقانه زدم
و تلفن کنترل بود.